قبلاً، فرصت‌هاي متعددي براي يادآوري ارزش لغوي رساله‌هاي مربوط به ادويه و گياه‌نامه‌ها بوده است‌. ذكر نام گياهان به زبان‌هاي مختلف و مترادف‌هاي آنها كاملاً بديهي بود، چون از كارهاي جنبي موٴلف به‌شمار مي‌رفت‌. ابن بيطار نه فقط مترادف‌هاي عربي‌، بلكه‌ معادل‌هاي يوناني‌، لاتيني‌، و گويش‌هاي عربي اسپانيا، فارسي و بربري آنها را هم آورده است‌.
در توجه به آثار مخصوص دستور زبان دو تأليف از ابن حاجب مصري داريم‌، و كتابي از سَكّاكي خوارزمي در دست است كه در باب فنون بلاغت هم بحث مي‌كند، اين آثار رواج زيادي‌ يافت‌. تأثير سكاكي به‌طور غيرمستقيم در شرح‌ها و تهذيب‌هاي بعدي هم محسوس است‌؛ تأثير او را بر ادبيات عرب مي‌توان با تأثير كوينتليان بر زبان لاتيني مقايسه كرد.
اين امر مايه‌ٴ تعجب خوانندگاني نمي‌شود كه از ديرباز اين كتاب را دنبال كرده‌اند، منظور كار افرادي است در زمينه‌ٴ دستور زبان عربي كه خود، به هيچ روي‌، عرب خالص نبودند. ابن‌حاجب‌ كُرد بود و سكاكي ترك‌. البته آنان بيش از كساني كه عرب مادرزاد بودند به قواعد و اصول‌ احساس نياز مي‌كردند ( ¿ يادداشت‌هاي اين‌جانب در ج 1، ص 192، 493 و غيره‌).
9. سانسكريت‌. ناراهاري‌، پزشك كشميري‌، يك واژه‌نامه‌ٴ ادويه‌ٴ مفرده تأليف كرد.
10. چين‌. چنگيزخان استفاده از الفباي اويغوري‌، بعدها، خط چيني را براي نوشتن زبان‌ مغولي متداول ساخت‌. او به برخي اصلاحات در زمينه‌ٴ آموزش و پرورش دست زد و شايسته‌ است كه وي را نخستين مربي ملتش بشناسيم‌.
11. ژاپن‌. رهايي تدريجي زبان و خط ژاپني از آن‌جا معلوم مي‌شود كه قانون جديد سامورايي‌ سال 1232، به نام جوئئي ـ شيكيموكو، به جاي حروف چيني با الفباي هجايي ژاپني نوشته‌ شده است‌.

خلاصه‌

مهم‌ترين مطالبي كه در اين بخش مطرح شده چنين بود:
1) پيدايش نهضت تازه‌اي در دستور زبان تحت تأثير جان گارلندي‌.
2) سبقت گرفتن زبان فرانسه بر ساير زبان‌هاي محلي اروپا.
3) آغاز ادبيات ايتاليايي در سيسيل‌.
4) ادامه‌ٴ عصر زرين ادبيات ايسلندي و نروژي (قديم‌).

يه‌. نتيجه‌

كارهاي علمي برجسته‌

در اين خلاصه فقط از كارهاي علمي محض سخن خواهم گفت‌؛ با اين حال سه موضوع آن‌چنان‌